|
وقتی که شانه هایم در زیر بار حادثه میخواست بشکند یک لحظه از خاطر پریشان من گذشت ( بر شانه های تو ) بر شانه های تو می شد اگر سری بگذارم و این بغض درد را از تنگنای سینه برآرم به های های آن جان پناه مهر شاید که میتوانست از بار این مصیبت سنگین آسوده ام کند.... برای بابا که دیگه نیست....
آنقدر خوردم ، دنیا ! که در مستی زمن مست تر نمیابی شرابِ ناب نمیخواهم که شراب هم جز تاکنار بستر خواب نمیبرد پر کردی جامم را زخاکستر ، دنیا! با آن همه عطش اما فریب سرابت را نمیخورم
امشب دود میکنم خاطره هایت را سرم سنگین دلم سبک مگر یک نگاه چقدر حرف داشت برای گفتن که تاوانش را جزء جزء پیکرم میدهد
نگاهم را به در دوختم . . . . روزگار قیچیتو گم کردی؟
میشه حرفی برای گفتن نداشته باشیم؟
فقط ، فقط ، فریاد بزنیم؟ میشه؟
زیر پوستم کودکی، را حس میکنم میدود ،میخندد، شاد است زیرِ پوستم نمیگنجد ولی من،این منِ بزرگ خنده را گُم کرده ام آرام آرام گام بر میدارم مبادا نگاهی بر من خیره بماند...
صدای قطره ها را میشنوی قطره های بی صدا اشکهای من !
احساس کسی را دارم که انگار گلویش را گرفته باشی و نگذاری نفس بکشد و تلاش کند برای ماندن اما نتواند احساس کسی را دارم که هرچه می گوید نمی فهمند و متهمش می کنند به نادانی احساس کسی را دارم که دلش یک دنیای حرف است اما نمیتواند بزند چون گوشی شنوای آن نیست
وقتی شبیه تنهایی میشدم فرو مینشستم در عمق حادثه با لبهایی بسته چشمهایی بینهایت باز تو مرا صدا زدی؟ نه صدای تو مرا میبُرد به یک باغ پُر از گُل ، همیشه به یک جای دنج وتو نمیدانستی باغ من همان آسمانست تو مرا صدا کن من ، پر میکشم به سویت دلم هوا میخواد اینجا، هوا نیست زمین به زیر پایم میلنگد نگاه ثابت من سرگردان می ماند و من با صدایت آغاز میشوم...
|
About![]()
باز من تنهایم Archivesاردیبهشت 1391اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1378 Authorsآهوووahooo Links
دیوار دل |